دانلود سرود شهادت حضرت رقیه (س) / نماهنگ "رقیه جان بابا"گروه سرود شمیم یاس مسعودیه تهران / خون اومده با اشک تو جشمات شده درهم، من دخترتم حق داری نشناسی رقیم

رقیه جان بابا
(مرداد 1404)نماهنگ "رقیه جان بابا" با اجرای دلنشین گروه سرود شمیم یاس مسعودیه تهران، روایتی سوزناک از زبان حضرت رقیه سلامالله علیها است.
این نماهنگ با به تصویر کشیدن دختران خردسال چادرپوش در خرابههای جنگ و جمعآوری وسایل بازی کودکان، عمق فاجعه کربلا و آلام اهل بیت علیهالسلام را به شکلی تأثیرگذار نشان میدهد. شعر این قطعه نیز، تنهایی و غربت حضرت رقیه سلامالله علیها را در ویرانههای شام فریاد میزند.
این نماهنگ، پیام صبوری و مقاومت در برابر ظلم را به مخاطب منتقل میکند. رقیه جان بابا نه تنها یک نوحه، بلکه ندایی از درد و مظلومیت تاریخی است که از دل خرابه تا ابدیت طنینانداز خواهد شد.
متن شعر رقیه جان بابا
بابا دو شبه روی لبم خنده ندارم
چادر عربیم گم شده روبنده ندارم
هم داغ تو هم دست عدو میزنه چنگم
من کنج خرابه با کدوم غصه بجنگم
تن لرزه دارم داغه سرم تو تبه بابا
خوابای پریشون میبینم چند شبه بابا
هی خواب میبینم روی لبت خاک نشسته
با چکمه یکی رو تن صد چاک نشسته
خون اومده با اشک تو جشمات شده درهم
من دخترتم حق داری نشناسی رقیم
حرفی ندارم هر کی دلش خوابه بخوابه
من واسه خودم روضه میگم کنج خرابه
رو خاکا با دس منظره ماه کشیدم
هی ضجه زدم داد زدم آه کشیدم
قربون سر خاکی بابای قشنگم
چیزی نشده سوخته موهای قشنگم
چیزی نشده گوشوارمو زورکی کندن
اون گوشواره رو برده واسش دخترش حتما
چیزی نشده اینا همش فکر و خیاله
از دخترک خسته تنهای سه ساله
خون اومده با اشک تو جشمات شده درهم
من دخترتم حق داری نشناسی رقیم
حرفی ندارم هر کی دلش خوابه بخوابه
من واسه خودم روضه میگم کنج خرابه