دانلود سرود فاطمیه / نماهنگ "مادر بی حرم"گروه سرود شمیم یاس مسعودیه تهران / سنم کمه ولی فرزند خودتم، موقعش که برسه من مثل تو میشم

مادر بی حرم
(آبان 1404)نماهنگ "مادر بی حرم"، اثر دلنشین گروه سرود شمیم یاس مسعودیه تهران، روایتی سوزناک و عاشقانه از ارادت کودکان به ساحت مقدس حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها است. این قطعه، با صدایی معصومانه و پر احساس، در ایام فاطمیه به سوگ مادر اهل بیت مینشیند و حسرت نداشتن حرمی شایسته برای ایشان را با زبان کودکان بیان میکند.
ترانه با تصویرسازی زیبای یک دختربچه آغاز میشود که حسرت گنبد طلایی را روی کاغذ میکشد: «برای مادرم مادر بی حرم، کشیدم یه گنبد طلایی توی دفترم». این نماهنگ، فریاد عهد و پیمان نسل جوان با ائمه اطهار است، آنجا که به زیبایی میخوانند: «سنم کمه ولی فرزند خودتم، موقعش که برسه من مثل تو میشم... هرچی شد تا تهش با امامم بمونم.»
نکته برجسته این نماهنگ، محتوای تصویری آنست؛ جایی که دختران کوچک و پرشور گروه سرود، قلکهای خود را میشکنند و با پول اندک و برکتیافتهشان، برای مادر بیحرم روضه برپا میکنند. این اقدام نمادین، عمق اخلاص و عشق پاک کودکان به ساحت حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها را به نمایش میگذارد.
«مادر بی حرم» تصویریست از غیرت و محبت نسل نو به یادگار چادر خاکی، پهلوى کمون و مظلومیت صدیقه کبری و تصویری عاشورایی از آیندهسازانیست که با عطر نفس نفس شمیم یاس، عهد میبندند که تا ابد در مسیر ولایت و امامت بمانند.
دیدن این نماهنگ را در ایام فاطمیه برای ایجاد حال و هوای معنوی و انتقال ارزشهای مذهبی به کودکان، توصیه میکنیم.
متن شعر مادر بی حرم
برای مادرم مادر بی حرم
کشیدم یه گنبد طلایی توی دفترم
انگار دلم شکست یه کوه غم نشست
یهو دلم بارونی شد گونه های ترم
سنم کمه ولی فرزند خودتم
موقعش که برسه من مثل تو میشم
سنم کمه ولی خوب اینو میدونم
هر چی شد تا تهش با امامم بمونم
یه چادر خاکی که سوخته تو آتیش
مادری با قد خم با پهلوی کمون
یعنی یه ذره جا تو همه دنیا
واسه ساختن حرم برای تو نبود
سنم کمه ولی فرزند خودتم
موقعش که برسه من مثل تو میشم
سنم کمه ولی خوب اینو میدونم
هرچی شد تا تهش با امامم بمونم
نفس نفس شمیم یاس هوا رو پر کرد
نفس نفس محبتت دلارو پر کرد
فاطمیه رسید و ذکر فاطمه جان
دعای عاشقات شد و دنیارو پر کرد
سنم کمه ولی فرزند خودتم
موقعش که برسه من مثل تو میشم
سنم کمه ولی خوب اینو میدونم
هرچی شد تا تهش با امامم بمونم