دانلود سرود امام زمان (عج) / آهنگ "ناز با تو" + متن شعرپویا بیاتی / چه بگویم از غم دوری یارا یارا

ناز با تو
(شهریور 1405)قطعه "ناز با تو" با نوای لطیف و غزلگونه پویا بیاتی، یک مناجات عاشقانه و یک گلایهنامهی سوزناک در فراق دلدار است. شعر با یک تقسیم شاعرانه آغاز میشود: «دل از من، عشوه و ناز با تو، نگار و سوز با من، ساز با تو» و این تقابل، رابطهی عاشقانهی پرتنش و در عین حال شیرین را از همان ابتدا ترسیم میکند.
در ادامه، شاعر از «غم دوری» و «کشتهی خزان سرد صبوری شدن» میگوید و با «من به کجا ببرم غم کهنهی این شبها را، رحمی کن حضرت دلدارا»، یک استغاثهی عاشقانه سر میدهد. سپس با «تو که با ما سر یاری نداری، چرا هر نیمهشب میایی به خوابم»، این تناقض آزاردهندهی آمدن در خواب و نبودن در بیداری را فریاد میزند.
اوج این غزل، در فراز پایانی رخ میدهد؛ آنجا که شاعر با «اگر سر میزنی گاهی به مجنون، به بیداری لیلا نه در خواب» این آرزو را مطرح میکند که یار، نه در رؤیا، که در بیداری سراغش را بگیرد. فرجام اثر با تکرار «چه بگویم از غم دوری یارا، کشتهی خزان سرد صبوری ما را» و «رحمی کن حضرت دلدارا»، این گلایه را به یک دعای عاشقانه و یک التماس برای وصال بدل میکند و ثابت میکند که این دل، در سوز و ساز این فراق، همچنان بیقرار و منتظر است.
متن شعر ناز با تو
دل از ﻣﻦ ﻋﺸﻮه و ﻧﺎز ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﮕﺎر و ﺳﻮز ﺑﺎ ﻣﻦ ﺳﺎز ﺑﺎ ﺗﻮ
ﺻﺪای ﻧﺎﻟﻪ ﺗﻨﺒﻮر ﺑﺎ ﻣﻦ ﻃﻨﻴﻦ دﻟﻜﺶ آواز ﺑﺎ ﺗﻮ
ﻣﻪ ﺑﺎﻟﺎﻧﺸﻴﻦ ﺑﺮﻣﺎ ﻧﻈﺮ ﻛﻦ از اﻳﻦ ﻧﺎﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻰ ﻫﺎ ﺣﺬر ﻛﻦ
دﻣﻰ ﺑﻨﺸﻴﻦ ﻛﻨﺎر ﺑﻴﻘﺮاران ﺷﺒﻰ را در ﻛﻨﺎر ﻣﺎ ﺻﺤﺮ ﻛﻦ
ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ از ﻏﻢ دوری ﻳﺎرا ﻳﺎرا ﻛﺸﺘﻪ ﺧﺰان ﺳﺮد ﺻﺒﻮری ﻣﺎرا ﻣﺎرا
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻛﺠﺎ ﺑﺒﺮم ﻏﻢ ﻛﻬﻨﻪ اﻳﻦ ﺷﺐ ﻫﺎرا رﺣﻤﻰ ﻛﻦ ﺣﻀﺮت دﻟﺪارا
ﺗﻮ زﻟﻔﻮﻧﺖ ﺑﻮد ﺗﺎر رﺑﺎﺑﻢ ﭼﻪ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻰ از اﻳﻦ ﺣﺎل ﺧﺮاﺑﻢ
ﺗﻮ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺳﺮ ﻳﺎری ﻧﺪاری ﭼﺮا ﻫﺮ ﻧﻴﻤﻪ ﺷﺐ ﻣﻴﺎی ﺑﻪ ﺧﻮاﺑﻢ
ﺗﺎ ﻛﻰ دل ﻣﺎرا ﻛﻨﻰ آب دل ﻧﺎزک ﻧﺪارد اﻧﻘﺪر ﺗﺎب
اﮔﺮ ﺳﺮ ﻣﻴﺰﻧﻰ ﮔﺎﻫﻰ ﺑﻪ ﻣﺠﻨﻮن ﺑﻪ ﺑﻴﺪاری ﻟﻴﻠﺎ ﻧﻪ در ﺧﻮاب
ﭼﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ از ﻏﻢ دوری ﻳﺎرا ﻳﺎرا ﻛﺸﺘﻪ ﺧﺰان ﺳﺮد ﺻﺒﻮری ﻣﺎرا ﻣﺎرا
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻛﺠﺎ ﺑﺒﺮم ﻏﻢ ﻛﻬﻨﻪ اﻳﻦ ﺷﺐ ﻫﺎرا رﺣﻤﻰ ﻛﻦ ﺣﻀﺮت دﻟﺪارا