دانلود سرود استکبارستیزی / نماهنگ "موسی" + متن شعرجواد سنگونی سعادت، گروه سرود نوای مهدوی نیشابور / موسی خدایش را به یاری خواند

موسی
(اردیبهشت 1405)نماهنگ این اثر، پردهای حماسی از یک رجزخوانی جمعی است؛ قابهایی که از دریای نیلگون تا میدان نبرد امروز را درمینوردد و با حرکتی نمادین، عصایی را نشان میدهد که نه از چوب، که از باوری فولادین بر دل طوفان فرود میآید.
قطعه موسی با نوای صلابتآمیز جواد سنگونی سعادت و همآوایی آتشین گروه سرود نوای مهدوی نیشابور، قصه عصیان فرعون و ندای خداخواهی را به امروز پیوند میزند. شعر از میانه دریای متلاطم آغاز میشود؛ جایی که موسی علیه السلام خدایش را به یاری میخواند و عصا بر آب میزند، در حالی که فرعونِ مستاصل تنها دست و پا میزند. اما این روایت تاریخی، پلی میشود برای اعلام موجودیت وارثان ذوالفقار در زمانه اکنون.
شاعر در بخش میانی، نقاب از چهره سربندها برمیدارد و اعلام میدارد که رمز نبرد، نام علی علیه السلام است و پایانی جز فتح خیبر متصور نیست. پرچم نصر من الله و دست خدا پشت پناه ماست، باوری را فریاد میزند که شهادت را نه یک پایان، که شاهراهی برای ساختن و زندگی میداند. بندهای بعدی، جسارت ایمان را به اوج میرسانند: از سوختن نترسیدن، زخمها را کفن کردن، و مرگ را از پا درآوردن.
تصویر از زخم ما آلاله میروید و انا فتحنا بر لب داشتن، پیروزی را از پیش اعلام میکند. اما فرود شعر، دقیقتر و زمانمندتر است: آنجا که از فلسطین میگوید و این که بر خلاف آنچه گفته میشد سهمش شام تاریک است، وقت طلوع صبح نزدیک است. این گونه، روایت موسایی از شکافتن دریا، به چشمانتظاریِ صبح نهایی بدل میشود.
متن شعر موسی
موسی خدایش را به یاری خواند
موسی خدایش را صدا میزد
موسی عصایش را به دریا زد
فرعون تنها دست پا میزد
هر روز عصیان کرد غارت مرد
در قتل و در طغیان زبانزد شد
هر کوشه جوی خون به راهانداخت
در رودی ازخون غرق خواهد شد
ماوارثان ذوالفقاریم
سربند ما جز نام حیدر نیست
نام علی رمز نبرد ماست
پایان آن جز فتح خیبر نیست
ماپرچم نصرمن اللهیم
دست خدا پشت پناه ماست
با خون خود ناریخ میسازیم
آری شهادت شاهراه ماست
موسی خدایش را به یاری خواند
موسی خدایش را صدا میزد
موسی عصایش را به دریا زد
فرعون تنها دست پا میزد
هر روز عصیان کرد غارت مرد
در قتل و در طغیان زبانزد شد
هر کوشه جوی خون به راهانداخت
در رودی ازخون غرق خواهد شد
از سوختن مارا نترسانید
شمعیم شوق سوختن داریم
از تیغ ها مارا نترسانید
از زخم خود برتن کفن داریم
هرکس برای دوست چیزی برد
مازخم ماجان ماسر آوردیم
ما تا همیشه زنده میمانیم
ما مرگ را از پا درآوردیم
از زخم ما آلاله میروید
اکنون سرآغاز بهار ماست
انافتحنا روی لب داریم
هنگام فتح آشکار ماست
هرچند میگفتند از این دنیا
سهم فلسطین شام تاریک است
بیدار میمانیم میدانیم
وقت طلوع صبح نزدیک است