دانلود سرود شهید قاسم سلیمانی / نماهنگ "مثل پدر"بیدار / نمیدونم اشکام برا بار چندمه...

مثل پدر
(بهمن 1404)نماهنگ "مثل پدر" یک قطعه موسیقی به اصطلاح "رپ" را درباره سردار شهید قاسم سلیمانی با یادوارهای تصویری از ایشان که مربوط به وقایع دیماه سال 1404 نیز میشود در هم آمیخته است.
شاعر مثل پدر که با صدای "بیدار" اجرا میشود، در سروده خود ضمن ابراز دلتنگیهای عاشقانه برای شهید حاج قاسم سلیمانی، با ایشان درباره حوادث و وقایع سالهای بعد از شهادت ایشان گفتگو میکند.
متن شعر مثل پدر
نمیدونم اشکام برا بار چندمه
از حس نبودنت نمیتونه کم کنه
نمیدونم چرا غمت برام مث سندرمه
با غم رفتنت دلم چه جوری سر کنه
نیستی و دور وطن پر مار و کژدمه
تو جیب بعضی وعده ری و گندمه
ولی کور خوندن اینجا خاک پدریه
یاد تو زنده س تو قلب همه مردمه
دستت رو سر یتیم ایرانی یتیم غزه
اونکه معرفتش برا همه رو نظمه
حاجی حواست به همه بود حتی اونکه بده
ولی رفت دستت زیر خاک چه جوری کنم حضمش
به یاد همه مردونگیات نشستم پای قلم
چه جوری وصفش کنم وقتی خودم خیلی بدم
امیدم اینه بزنم تو راه خودت قدم
می جنگم همیشه با بدیای دور و برم
وقتی پیرهن شهادتو تنش کرده
تو مرامشه وگرنه که تهش مرگه
حاجی چیکار کردی همه دوست دارن
البته مرید علی همیشه دمش گرمه
وقتی میخونم ازت میگن که وصلم جایی
نمیدونن این قلمو خودت دستم دادی
آره وصلم بشه حتی دستم خالی
نمیره جز در خونه مولا دستم جایی
دیدن خوشحالی شغالا وقت مردن یه شیر
سخته ولی با رفتنت همه شدن بیدار
یاد دادی بمونم پا حق حتی اگه یه تیر
تو تفنگمه حتی اگه بشن همه ازم بیزار
مظلوم مثل مولا علی ولی پر ابهتی
وقتی دیدنت همه میمونه آخه چه صحبتی
خوبی رو خواستم ببینم که تو رو دیدم
بخواد مثلت بیاره زمونه نداره قدرتی
گذاشتیم سر راحت تو نداشتی خوابم
تو بی خوابی الانم تو برس به دادم
اون نگاه پر حرفت مونده هنوز به یادم
کاش جایی که رسیدی بشه برسه آدم
تن سوخته نشون از یه دل سوخته بود
یه عمر انتظار چشاتو به در دوخته بود
میون بیابونا دنبال وصال بودی
روحت پر کشید بدنت با درد کوفته بود
چقده تنگ بود اینجا مث قفس برات
آلودگیا نمیذاشت ازت نفس درآد
روح پاکتو نتونست کنه هوس خراب
روشنه نور حقیقت دیدم از بس سراب
محاله سیاهی شب باعث زشتی نور شه
محاله با یه ذره نمک دریایی شور شه
نمی بینه خوبیا رو اون چشمی که کور شه
راهی نیست برا اونی که از عشق تو دور شه