دانلود نماهنگ منظومه ماکان رضا هلالی + صوت + متنرضا هلالی، گروه سرود احسان تهران / پرواز چنان کن که پری از تو نماند

منظومه ماکان
(اردیبهشت 1405)در نماهنگ این اثر، دوربین نه یک راوی، که مرثیهخوانی خاموش است؛ قابهایی که میان خاطره و فقدان در نوساناند، گویی هر تصویر، قطعهای از یک منظومه دوردست را پیش چشم ما زنده میکند و هوشمندانه از نمایش غم، به روایت شکوه یک نبودن میرسد.
قطعه منظومه ماکان با طنین حماسی و در عین حال سوگوارانه رضا هلالی و همراهی باشکوه گروه سرود احسان تهران، مرثیهای آسمانی برای ستارهای است که زمین، طاقت ماندنش را نداشت. شعر با یک آرزوی بلندپروازانه پرواز آغاز میشود؛ پروازی چنان مطلق که حتی پَری از آن پرنده بر دستان خاک باقی نماند و این، نخستین ضربه عاطفی را به جان شنونده مینشاند.
شاعر با ظرافتی کمنظیر، از طوفان سیاهی میگوید که در مدرسه پیچید و میخواست حتی یک خبر از آن عزیز بر جای نماند؛ اما درست در همین نقطه، چرخشی معجزهآسا رخ میدهد. نام از ویرانه جسم و خاکستر حادثه فراتر میرود و به جوهرهای برای ساختن یک منظومه بدل میشود؛ این نام دیگر یک واژه نیست، کهکشانی است از یاد و جاودانگی که شاعر برایش آفریده است.
تعبیر منظومه ماکان شدی و غرق ستاره اوج این شعر کیهانی است؛ جایی که دیگر از اخبار غمانگیز خبری نیست، چرا که آن دانه پرپر شده، اکنون سراسر آسمان را تسخیر کرده است. فرجام شعر با خطابی به «اختر میناب» که در اوج نشسته، از خاک میخواهد تا نشانی از آن پرواز بینشان برگیرد؛ پارادوکسی زیبا میان بودن و نبودن، میان غیاب زمینی و حضور آسمانی، که شنونده را در میان اشک و لبخندی عمیق رها میکند.
متن شعر منظومه ماکان
پرواز چنان کن که پری از تو نماند
در دست زمین هیچ اثری از تو نماند
جز عطر خوش یک گل پرپر شده در باد
گل برگ چه خشک و چه تری از تو نماند
طوفان سیاهی که در آن مدرسه پیچید
میخواست که حتی خبری از تو نماند
نام تو ولی رفت که منظومه بسازد
حیف است به دنیا ثمری از تو نماند
منظومه ی ماکان شدی و غرق ستاره
اخبار غم انگیزتری از تو نماند
ای اختر میناب که در اوج نشستی
بگذار که در خاک اثری از تو نماند