دانلود سرود بیتاب میناب گروه ضحی / آهنگ فیلم متن شعرگروه سرود ضحی لاهیجان / مهتاب بیا بالا خونه دلم حالا لالا گلم لالا

بی تاب میناب
(خرداد 1405)نماهنگ این اثر، یک مرثیه تصویری در خلوت یک مادر داغدیده است؛ قابهایی که میان کولهپشتیهای خاکگرفته، تختهسیاههای سرخ و عکسهای روی دیوار در نوساناند و هر تصویر، زخمی تازه بر جان تماشاگر مینشانند.
قطعه بیتاب میناب با اجرای جانگداز گروه سرود ضحی لاهیجان، روایتی شاعرانه از فاجعهای در یک مدرسه است؛ جایی که کودکی با کولهپشتی پر از غم، به یاد رهبر شهیدش و غنچههای در خواب، مرثیه میخواند. شعر با فهرست کردن اشیای بهجامانده از آن روز هولناک آغاز میشود: جشن ناگلی که بسته، نشانی که بر بدن داشته و مداد و خطکشی که شکسته است. این اشیای خاموش، هر یک دادخواه خاموش یک غیاب تحملناپذیرند.
در ادامه، شاعر از هوای سرد مدرسه و تختهسیاه سرخش میگوید؛ سرخی که نه از گچ، که از خون دستهگلی بیگناه است. تیری که رفت، سراغ مدرسه و دسته گلی بیگناه مدرسه قلب فاجعه را نشانه میگیرد و سپس یک نفرین از عمق جان سر میدهد: بشکنه هر دستی که چید از اون. لالایی مهتاب بیا بالا که چونان برگردانی جانسوز تکرار میشود، تنها پناهگاه آرامش در این دریای ماتم است.
شعر در فرازی دیگر، از خون این ریحانهها جوانه زدن اللهزار را نوید میدهد و این گونه، شهادت را نه پایان، که آغازی برای رویش جاودانگی معنا میکند. سپس به سراغ عکسهای روی دیوار میرود؛ نشانی از حماسهای که آن غنچههای پرپر رقم زدند. پایانبندی شعر با «جای تو خالیه» و این زنگ آخره، زنگ آخر را نه فقط برای مدرسه، که برای هر دلی که جا خالی عزیزی را تاب میآورد، به صدا درمیآورد.
متن شعر بی تاب میناب
به کوله پشتی پر از غم
به یاد رهبر شهیدم
به یاد داغنچههای در خواب
همون فرشتهها که رفتن
جشن ناگلی که بسته
نشونهای که در بدن داشت
مداد و خط کش شکسته
مهتاب بیا بالا خونه دلم حالا لالا گلم لالا
سرد شده حال و هوای مدرسه
سرخ شده تخته سیاه مدرسه
دسته گلی بیگناه مدرسه
حالا فقط به خاطره مونده از اون
تیری که رفت، سراغ مدرسه
آه از این ماتم و داغ مدرسه
گلهای صورتی باغ مدرسه
بشکنه هر دستی که چید از اون
از خون این ریحانهها میروید صدها اللهزار
آروم آروم آروم بیار ای اشک چشم بیقرار
از خون این ریحانهها
مهتاب بیا بالا خونه دلم حالا لالا گلم لالا
دو تا دختر که زدن نداره
شاگرد اول کلاسن
غنچهای که بدن نداره
به یاد عمهای که میگفت
این عکسهای روی دیوار
نشونههای این حماسهن
چراغ خونهام
جای تو خالیه
یکی یه دونهام
همه پهونهام
کنار پنجره دارن
به هم میگن
این زنگ آخره
مهتاب بیا بالا خونه دلم حالا لالا گلم لالا