دانلود سرود جنگ ایران و آمریکا شهدای میناب / نماهنگ "حماسه صورتی" + صوت + متن شعرگروه سرود هد هد صبا / قهرمان منی دخترم قهرمان منی بابا

حماسه صورتی
(مهر 1405)قطعه "حماسه صورتی" با اجرای گروه سرود هد هد صبا و خوانندگان محمود کیانی، رسول مرادی، امید زمانی، محمد مهدی احمدی، امیر رضا صابری، علی احمدی و امید عبداللهی؛ هست.
نماهنگ این اثر، گفتوگویی دوطرفه میان پدر و دختر را در دو قاب موازی پیش میبرد؛ قاب پدر با چهرهای داغدار و قاب دختر با لبخندی آرام، و میان این دو، فضای مدرسه و کلاس و دفتر و تختهسیاه به یادمانی از یک حادثه بدل میشود.
شعر از زبان پدر آغاز میشود؛ با «سلام دخترم» و اعترافی تلخ که «هیچ وقت پیش تو گریه نکردم، حالا ببین چجوری اشک میریزه بابا». سپس دختر پاسخ میدهد و از مادرِ بیتاب و خانهای میگوید که «روی سرمان خراب میشود».
بندهای میانی، حادثه مدرسه میناب را در همان زبان کودکانه روایت میکنند؛ آوار بر سر، عطر حرم بر فرم مدرسه، و پرسشی که دختر پیشتر از پدر پرسیده بود: «دخترا چطور شهید میشن». پاسخ او، فهمیدن همین مسیر است.
دختر از پدر میخواهد انتقام او را بگیرد و تعبیر «موشک صورتی» را وارد متن میکند؛ تصویری که خشونت جنگ را در نسبتی با دخترانهگی و رنگ و لبخند قرار میدهد. ترجیعبند «قهرمان منی» میان پدر و دختر جابهجا میشود و پیوند عاطفی آنها را به یک همپیمانی در برابر ظلم بدل میکند.
پایانبندی، دختر را «مسافر بهشت» و «شاگرد اول کلاس فرشتهها» میخواند و سفر او را در قالب اردو و زنگ آخر مدرسه معنا میکند؛ روایتی که سوگ را از سطح گزارش بیرون میآورد و آن را در قالب خاطره، آرزو و پرسشهای کودکانه نگه میدارد.
متن شعر حماسه صورتی
سلام دخترم
سلام عزیز بابا
بهار بابا
نه نه پاییز بابا
یادته هیچ وقت پیش تو گریه نکردم
حالا ببین چجوری اشک میریزه بابا
مامان به یاد تو همش بیتاب میشه
خونه داره رو سرمون خراب میشه
بلتد شو بابا ببین از این جنایت
داره یک دنیا از خجالت آب میشه
سلام بابایی
منو ببخش بابا
نمیتونم به احترام تو پاشم
ببخش اگه که آرزو به دل موندی
که من یک روز توی لباس عروس باشم
بگو به مامان نگران نباشه
هوامونو داره یک دختر سه ساله
خدا امانتدار خوبیه بابایی
غرق بشه موسی تو دریا نه محاله
شرمنده ام با اینکه الان خیلی دیره
چیزی نمیخوای بابایی واست بگیره
چرا پدر بگیر انتقام من رو
با موشک صورتی قاتلم بمیره
قهرمان منی دخترم
قهرمان منی بابایی
باهم پدر دختری باظلم میجنگیم ما
من با همین تیر تفنگ
من با همین روح قشنگ
حماسه میسازیم ما
حماسه صورتی رنگ
گریه نکن جای من اینجا خوبه خوبه
هواس من به کل ایران هست بابا
فقط چرا یک عدهای سکوت کردند
از دستشون خیلی دلم شکست بابا
منم دلم شکسته اما خب بابا
این دل شکسته هان که رو سفید میشن
یادته چی پرسیدم اونروز از تو بابا
پرسیدی دخترا چطور شهید میشن
حالا جوابمو گرفتم دیگه بابا
وقتی که آوار کلاس روی سرم ریخت
فهمیدم اونروز کربلا میرم وقتی
رو فرم مدرسم مامان عطر حرم ریخت
قهرمان منی دخترم
قهرمان منی بابایی
باهم پدر دختری باظلم میجنگیم ما
من با همین تیر تفنگ
من با همین روح قشنگ
حماسه میسازیم ما
حماسه صورتی رنگ
مسافر بهشت من
سفر سلامت
گفتی میخوای اردو بری
رفتی بابایی
صدای زنگ آخر
عمر تو این بود
شاگرد اول کلاس فرشته هایی
بابایی...