دانلود سرود ایران / نماهنگ "وطن"گروه سرود اعجاز مهریز / وطن البرز و الوند و دماوند، به قدرت بر خلیج فارس پابند

وطن
(شهریور 1404)نماهنگ «وطن» حماسه عشق به ایران در قلب دروازه فرافر مهریز
نماهنگ زیبای "وطن" یک اثر میهنی پرشور است که تاریخ و میراث ایران را در بستر یک اثر تاریخی به تصویر کشیده است. این قطعه با اجرای گروه سرود اعجاز مهریز تولید شده است.
نقطه عطف این نماهنگ، محل اجرای آن است: دروازه فرافر در سریزد مهریز. پسران گروه اعجاز، با اجرای سرود زیر این دروازه تاریخی که بیش از دو هزار سال قدمت دارد، پیوندی عمیق میان شعر و مکان ایجاد کردهاند؛ این ایستادگی در کنار نماد تاریخی، خود پیامی از پایداری و ریشهدار بودن ایران را به مخاطب منتقل میکند.
شعر «وطن» که سروده صدیقه مردانی و آهنگسازی محمد منتخب است، با مضامینی حماسی و با اشاره به هویت دیرین ایران، کشور را مهد سلحشوران و نخبگان و سرزمینی با قدمت بینظیر توصیف میکند. این سرود به زیبایی از نامهای بزرگ اسطورهای و ادبی ایران مانند کوروش، رستم، زال، فردوسی، حافظ و سعدی بهره برده تا تصویری کامل از شکوه ملی ارائه دهد.
متن شعر وطن
وطن ای سرزمین آریایی
شکوه عشقی و درد آشنایی
ز قدمت بینظیری در زمانه
تو هستی قهرمانی جاودانه
تویی کوروش نشان و پهلوان خیز
به گیتی همچو الماسی گهر ریز
غبارت سرمه چشم جهان است
هنر در هر مکانت بیکران است
وطن البرز و الوند و دماوند
به قدرت بر خلیج فارس پابند
وطن مهد و سرای سربداران
وطن پاینده شد با نام ایران
شدی تا تخت جمشیدت فسانه
رهی پیموده ای بس عالمانه
کمان آرش و خون سیاوش
نمادی از نبرد و خشم و آتش
تویی عشق و امید و سرفرازی
تویی قدرت تویی افسانه سازی
به خاکت رستم و زال و نریمان
دلاور نخبگان نام ایران
وطن البرز و الوند و دماوند
به قدرت بر خلیج فارس پابند
وطن مهد و سرای سربداران
وطن پاینده شد با نام ایران
وطن فردوسی و شهنامه او
یلان قهرمان نیک و خوش خو
وطن حافظ وطن سعدی و خیام
وطن عرفان عالم شد به بسطام
همیشه کاوه ای خونخواه راهت
خداوند جهان پشت و پناهت
تویی گنج شکاف در هر زمانی
خرد آئین و مهرت جاودانی
وطن البرز و الوند و دماوند
به قدرت بر خلیج فارس پابند
وطن مهد و سرای سربداران
وطن پاینده شد با نام ایران
وطن ای سرزمین آریایی
شکوه عشقی و درد آشنایی
ز قدمت بینظیری در زمانه
تو هستی قهرمانی جاودانه
تویی کوروش نشان و پهلوان خیز
به گیتی همچو الماسی گهر ریز
غبارت سرمه چشم جهان است
هنر در هر مکانت بیکران است