دانلود سرود روز دانش آموز / نماهنگ "صبح است جانا"با شب ستیزان دل همنوا کن صبح است جانا شوری به پا کن

صبح است جانا
(آبان 1404)ندای حرکت و سازندگی در ۱۳ آبان
نماهنگ صبح است جانا اثریست تولید شده توسط رسانه نو+جوان که برای نخستین بار، از یک غزل تازه منتشر شده از حضرت آیت الله خامنهای مد ظله العالی استفاده کرده است. این سرود که به مناسبت حماسه سیزده آبان منتشر شده، پیامی از امید، کنشگری و دعوت به حرکت و جهاد سازندگی را برای نسل نوجوان ایران به ارمغان میآورد.
شعر این غزل، دعوتی شورانگیز به بیداری و عمل است. از مخاطب میخواهد که با شبستیزان دل همنوا شود و در صبحگاهان که جان از ساغر صبح میتراود، به پا خیزد و در مسیر مقصد و مطلوب، گام طلب نهد. پیام اصلی غزل، تأکید بر کوشش و خدمت به خلق است: "از کار دلها بگشا گرهها / سرپنجه خویش مشکلگشا کن."
نماهنگ صبح است جانا این مفاهیم عمیق را در ذهن یک دانشآموز به تصویر میکشد. پسر نوجوان در رویای خود، تشویق همگانی را تجربه میکند؛ و پس از بیداری، در محیط مدرسه با همکلاسیهای خود مواجه میشود که هر کدام در کسوت یک متخصص موفق (از پزشک و آتشنشان گرفته تا معمار، ورزشکار و نقاش) مشغول خدمت به کشور هستند. این نماهنگ با نمادین کردن تخصصها و مسئولیتپذیری اجتماعی، نوجوان را به این باور میرساند که آینده در دستان اوست.
نقطه اوج نماهنگ، تصویرسازی نوجوان از قهرمانی خود در فوتبال و در دست داشتن جام است؛ تصویری که نشان میدهد شور و شوق قهرمانی میتواند در تمام عرصههای زندگی جاری شود. صبح است جانا، سرودیست که جوانان را به وفا کردن به عهد، پاس داشتن تلاش دیگران و تلاش برای شکوفایی فردی و اجتماعی در مسیر رشد انقلاب دعوت میکند.
متن شعر صبح است جانا
با شب ستیزان دل همنوا کن
صبح است جانا شوری به پا کن
از ساغر صبح جان می تراود
جامی به دست آر کامی روا کن
صبح است جانا شوری به پا کن
در صبحگاهان دریاب خود را
از صبحدم دام، نقد صفا کن
افشان به دلها عطر گل عشق
بگذر به هرکوی، کار صبا کن
صبح است جانا شوری به پا کن
در گام مقصود گام طلب نه
سوی در دوست روی دعا کن
از کار دلها بگشا گرهها
سرپنجه خویش مشکلگشا کن
صبح است جانا شوری به پا کن
رو پاس میدار سعی کسان را
باری امین باش باری وفا کن
افشان به دلها عطر گل عشق
بگذر به هرکوی، کار صبا کن
صبح است جانا شوری به پا کن
در گام مقصود گام طلب نه
سوی در دوست روی دعا کن
از کار دلها بگشا گرهها
سرپنجه خویش مشکلگشا کن
صبح است جانا شوری به پا کن