دانلود سرود حضرت قاسم / نماهنگ "شکوه قاسم" + صوت + متن شعرحسین ستوده / شکوه قاسم کوه قاسم

شکوه قاسم
(مهر 1405)قطعه "شکوه قاسم" با نوای حماسی و عاشقانه حسین ستوده، یک منقبت پرشور و یک دلنوشته در وصف «قاسم» است؛ قاسمی که همنام و همراه پدر، به میدان آمده تا راه نجف را ادامه دهد و عالمی را حیدری کند. شعر با توصیفهای پرشور آغاز میشود: «شکوه قاسم، کوه قاسم، حسن حسن جان روح قاسم» و از همان ابتدا، این قاسم را به یک پدیدهی حماسی و یک روح بزرگ بدل میکند.
در ادامه، شاعر از «تمثال پدر در پسر» و «عیناً حسنه بیشتر» میگوید و با «تیغ واقعی برق چشمشه، پس صورتشو شمشیر و سپر ببین»، این جوان را به یک میدان نبرد متحرک تشبیه میکند. سپس با «میری میدون و اباعبدالله میگه از ته دل تبارک الله قاسم»، تأیید آسمانی را از زبان سیدالشهدا فریاد میزند.
اوج این مدح، در فراز «اومده به پا محشری کنه، از زیر نقاب دلبری کنه» و «این ادامه راه نجفه، قاسم اومده عالمو حیدری کنه» رخ میدهد؛ جایی که این قاسم را به ادامهدهندهی خط حضرت علی علیه السلام و نجف بدل میکند. فرجام اثر با «محشر و مه رو قاسم، هیاهو قاسم» و «منم کلب در اباعبدالله که میکشم به خاک پای تو رو قاسم»، این منقبت را به یک خاکساری و یک پیمان ابدی با این قاسمِ شکوهمند بدل میکند.
متن شعر شکوه قاسم
شکوه قاسم کوه قاسم
حسن حسن جان روح قاسم
ناجی فلک نوح قاسم
شکوه قاسم روح قاسم
تمثال پدر در پسر ببین
عینا حسنه بیشتر ببین
تیغ واقعی برق چشمشه
پس صورتشو شمشیر و سپر ببین
خوش قد و بالا قاسم تعالی قاسم
خدا پرچمتو میبره بالا قاسم
میری میدون و اباعبدالله
میگه از ته دل تبارک الله قاسم
پناه قاسم ماه قاسم
هدف خداوند راه قاسم
نوای قلبم آه قاسم
پناه قاسم آه قاسم
اومده به پا محشری کنه
از زیر نقاب دلبری کنه
این ادامه راه نجفه
قاسم اومده عالمو حیدری کنه
محشر و مه رو قاسم هیاهو قاسم
برای خالق تو میکشم هو قاسم
منم کلب در اباعبدالله
که میکشم به خاک پای تو رو قاسم