دانلود سرود نیمه شعبان / آهنگ "قرار جمعه ها"جواد مقدم / آروم آروم داره مرگم میرسه ولی من هنوز یه بار ندیدمت

قرار جمعه ها
(دی 1404)قطعه "قرار جمعهها" با صدای جواد مقدم، نجوانامهایست که به مناسبت میلاد خجسته حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، نیمه پنهان و غمآلود انتظار را روایت میکند. این اثر برخلاف بسیاری از سرودهای میلاد، از زاویه بیم و امید به وصال نگریسته و اضطرابِ شیرینِ یک عاشق را به تصویر میکشد که نگران است پیش از تماشای روی یار، دفتر عمرش بسته شود. در سطر سطر این کار، ترس از "ندیده رفتن" موج میزند؛ ترسی که از نسلهای قبل به ما ارث رسیده و یادآور مادران و پدرانیست که عمری را به عشق حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سپری کردند اما چشمانشان به جمال ایشان روشن نشد. "قرار جمعهها" با بیانی لرزان اما محکم، از این حقیقت میگوید که اگر نگاه پرمهر منجی عالم بشریت عجل الله تعالی فرجه الشریف از زندگی حذف شود، دیگر چیزی از هویت یک منتظر باقی نمیماند. خواننده در این قطعه، خستگیِ خود از تکرارِ غروبهای بیظهور را فریاد میزند و با التماسی خالصانه، از حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف میخواهد که در لحظه تنهایی مرگ، او را از کیمیای دیدارش محروم نسازد. این سرود، در واقع لبیک جانهای بیقراریست که آرزو دارند جوانی و هستیشان به جای فنا شدن در گذر زمان، خرج رکاب سبز یادگار غایب خدا صلوات الله علیه شود.
متن شعر قرار جمعه ها
آروم آروم داره مرگم میرسه
ولی من هنوز یه بار ندیدمت
جمعه ها قرار گذاشتیم که میای
یه دفعه سر قرار ندیدمت
یه موقع اگه ندیده بمیرم
به نگاهت نرسیده بمیرم
وای وای وای
یه موقع غبار خاک پای تو
روی چشمم نکشیده بمیرم
وای وای وای
نرسه اگه یه وقت بهت صدام
یه موقع اگه به چشم تو نیام
وای وای وای
وقت مرگم اگه رو بگردونی
من بخواهمت تو بگی نمیخوام
وای وای وای
دل بی قرارم آروم ندارم
کجاست نگارم
یابن الحسن کجایی من آمدم گدایی
مادرم تو رو ندیده پر کشید
رفیقم رفت و یه بار تو رو ندید
آرزوم تویی میترسم که بگم
مرد ولی به آرزوش هم نرسید
عمرمون نبینمت رفته به باد
اگه جون من به کار تو نیاد
وای وای وای
ترسم اینه عاقبت یه روز بیاد
دل تو یکی شبیه من نخواد
وای وای وای
به خودت نگاه کنی کی میمونه
به بدیم نگاه کنی چی میمونه
وای وای وای
غیر اینکه دوست دارم ببینمت
مگه از من دیگه چیزی میمونه
وای وای وای
صبر و قرارم طاقت ندارم
تنها نذارم
یابن الحسن کجایی مردم از این جدایی
ای قرارم بی قرارت میشینم
سر راه انتظارت میشینم
تا شاید پاتو گذاشتی رو چشمم
تا بیاد جونم به کارت میشینم
از غروب جمعه ها بدم میاد
وقتی میگن دیگه امروز نمیاد
وای وای وای
این که هر روز به خودم دارم میگم
آقا جونت تو رو دیگه نمیخواهد
وای وای وای
اگه من پیر شم و اون وقت تو نیای
واسه خاک پات جوونا رو بخوای
وای وای وای
بدتر از همه میترسم آخرش
وقت مرگم تو به دیدنم نیای
وای وای وای
هستی کنارم چشمی ندارم
ببینه یارم
یابن الحسن کجایی بسه دیگه جدایی
یابن الحسن کجایی مردم از این جدایی