دانلود آهنگ "دل و دین" حامد زمانی + متن شعرحامد زمانی / دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی

دل و دین
(شهریور 1405)قطعه "دل و دین" با نوای پرسوز و عارفانه حامد زمانی، یک مناجات عاشقانه و یک غزل عرفانی است که در آن، دل و دین و عقل و هوش، همه در یک جام فنا شدهاند. شعر با یک استفهام تکاندهنده آغاز میشود: «دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی، ز کدام باد ساقی به من خراب دادی» و از همان ابتدا، این دلدادگی را نه یک انتخاب، که یک تقدیر ازلی معرفی میکند.
در ادامه، شاعر از «رخنهرخنه شدن دل و دین» و «به هم برآمدن دو جهان» میگوید و این آشفتگی را به «شب زلف تا دادی» گره میزند. سپس با «دل من به یاد جانان ز جهان خبر ندارد» و «سز من به غیر مستی هنری دگر ندارد»، این عشق را به یک مستی دائمی و یک بیگانگی از دنیا بدل میکند.
اوج این غزل، در فراز «همه عمر بر مدارم سر از این خمار مستی، که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی» رخ میدهد؛ جایی که این عشق را به یک حضور ازلی در عمق جان بدل میکند. فرجام اثر با «ز غم تو همچو شمعم، چو نفس زنم بسوزم، چو بخندم اشک بارم»، این دلدادگی را به یک سوز و گداز دائمی و یک پارادوکس گریه و لبخند بدل میسازد و ثابت میکند که این دل، از ازل تا ابد، در خمار این مستی است.
متن شعر دل و دین
دل دین عقل هوشم
همه را به آب دادی
ز کدام باد ساقی
به من خراب دادی
چه دل چه دین ایمان
همه گشت رخنه رخنه
دو جهان بهم بر آنن
شبه زلف تا دادی
دل من به یاد جانان
ز جهان خبر ندارد
سز من به غیر مستی
هنری دگر ندارد
همه عمر بر مدارم
سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم
که تو در دلم نشستی
نظری به حال من کن
که ز دست رفت حالم
به کسم مکن حواله
که ز جزتو کس ندارم
ز غم تو همچو شمعم
که چو شمع در غم تو
چو نفس زنم بسوزم
چو بخندم اشک بارم
همه عمر بر مدارم
سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم
که تو در دلم نشستی