دانلود سرود ماه رمضان / آهنگ "باغبان" + بیکلام + متن شعرگروه سرود منتظر تهران / آزاد کن از بند هوا خاک دلم را

باغبان
(تیر 1405)قطعه "باغبان" با اجرای لطیف و روحنواز گروه سرود منتظر تهران، یک نجوای عارفانه و یک اعترافنامه شاعرانه از رابطه عبد و معبود است. شعر با تصویری از یک آفرینش تدریجی آغاز میشود: «در حال پدیدار شدن بودم و رُستن، در حال به دنبال تو جوییدن و جُستن» و ناگهان با «چشمم به تو افتاد و نگاهم به شکفتن»، لحظه دیدار را مترادف با شکوفایی معرفی میکند.
در ادامه، شاعر فلسفه بندگی را در یک بیت موجز خلاصه میکند: «بیصاحب اگر دانه سر از خاک برآرد، هرقدر که قد هم بکشد روح ندارد». این یعنی رشدِ بدون باغبان، هرچند بلند، بیروح و بیثمر است. سپس با «آزاد کن از بند هوا، خاک دلم را» و «از ریشه گرفتارم و زندانی باغم»، یک پارادوکس عمیق میسازد: در عین ریشهداشتن در این باغ، اسیر خاک است و از باغبان، آزادی میطلبد.
شعر در ادامه آرزوهایی بلند را زمزمه میکند: «تا لحظه در آینه غیر از تو ندیدن» و «تا لحظه در خاک تنم روح دمیدن» که به کمال توحید و فنای فیالله اشاره دارد. فرجام اثر با سه درخواست تکاندهنده، اوج میگیرد: «هر روز از دیروز خودم سبزترم کن»، «چشمان مرا چشمه بجوشان و ترم کن» و «آتش بزن از ریشه، مرا باز برویان». این خواسته آخر، نهایت عرفان است: سوختن به دست باغبان، برای رویشی دوباره و شعلهور شدن از فانوس او.
متن شعر باغبان
در حال پدیدار شدن بودم و رُستن
در حال به دنبال تو جوییدن و جُستن
چشمم به تو افتاد و نگاهم به شکفتن
من باغ و تو باغبانی ای بانی باغم
صد شمس و هزار ابر و باران که ببارد
بی صاحب اگر دانه سر از خاک برآرد
هرقدر که قد هم بکشد روح ندارد
ممنون توام مانع ویرانی باغم
آزاد کن از بند هوا خاک دلم را
لبریز کن از مهر خودت آب و گلم را
آزاد کن ای دست خدا جان مرا که
از ریشه گرفتارم و زندانی باغم
با خود ببرم تا برسانی به رسیدن
تا لحظه ی در آینه غیر از تو ندیدن
تا لحظه ی در خاک تنم روح دمیدن
ای اشهد قرای مسلمانی باغم
هر روز ز دیروز خودم سبزترم کن
چشمان مرا چشمه بجوشان و ترم کن
آتش بزن از ریشه مرا باز برویان
از شعله ی فانوس خودت شعله ورم کن